تبليغاتX
بازارمدار

بازارمدار

بازارمداري كليد رشد و پيشرفت صنايع و اقتصاد ايران

 

در روز 19 شهريور تارنماي بازتاب نگاره‌اي (عكس) را با چنين بازنمودي (توضيح) گستراند:

 

به طراح نام و نشان جديد شركت ارتباطات (همراه اول) هديه نفيسي تعلق گرفت.

TinyPic image

خوش به حال طراح اين لوگو (آرم)، چه مفتي هديه نفيس گرفت.  

 

اينك بخوانيد پاسخ "شركت همراه اول" را :

 

«مدير مسئول محترم سايت خبري «بازتاب»

با سلام و احترام

در مورخ 19 شهريور ماه سال جاري، آن سايت در بخش طنز خود با عنوان كلي «چرا پذيرش جنسيتي؟» به نشان (لوگو) اين شركت پرداخته و با قرار دادن نشان «همراه اول» در كنار نشان «الجوال» عربستان و نوشتن «خوش به حال طراح اين لوگو، چه مفتي هديه نفيس گرفت»، سعي در القاي كپي بودن همراه اول را داشته است، لذا خواهشمند است توضيحات زير را جهت تنوير افكار عمومي منتشر كنيد.

1ـ رنگ‌هاي به كار رفته در لوگوي همراه اول، نارنجي و فيروزه‌اي است،‌ در حالي كه الجوال، رنگ‌هاي نارنجي و آبي را به كار برده است.

2ـ نحوه قرارگيري حلقه‌‌ها در دو لوگو، كاملا متفاوت است.

3ـ تنها تشابه، استفاده از حلقه در هر دو لوگو است كه دليل آن، نماد ارتباطات انساني بودن حلقه (رينگ) در تمام فرهنگ‌هاي بشري است.

اما در پايان،‌ بد نيست اشاره‌اي به مباني منطقي انتخاب نشان همراه اول داشته باشيم:

الف) حلقه (رينگ)، نماد ارتباطات انساني در همه فرهنگ‌هاي بشري است؛ نمادي شناسا كه ارتباط لازم را با اكثر قريب به اتفاق مخاطبان برقرار مي‌كند.

ب) رينگ يا چرخ، سمبل پويايي است؛ زيرا ساختار دايره از جهت هندسي، در صورت استقرار بر محيط، فاقد سکون است.

ج) زاويه گرفتن موقعيت استقرار دو حلقه نسبت به هم،‌ به معناي تحرک و تغير مداوم پديده مورد اشاره است.

د) زاويه استقرار حلقه‌ها، جوري انتخاب شده که پيشرفت يا حرکت به جلو را براي بيننده تداعي مي‌کند.

هـ) در عرف گرافيک اشياي مشابه و همسان، شيء مستقر بر قاعده (رنگ فيروزه‌اي)، اصل (Base) و اول به حساب مي‌آيد و رنگ بعدي (نارنجي)، نماد دوم و سوم و چهارم و... است.

و) هيأت کلي لوگو، تداعي‌کننده «هـ» در رسم‌الخط فارسي است که مقدمه همراه نيز هست.

روي‌هم‌رفته، لوگوي شرکت ارتباطات سيار حاکي از تحرک و پويايي مستمر ارتباطات انساني در حوزه فعاليت همراه اول است».

 

توضيح چلمبه: واقعا بايد به ابتکار شرکت ارتباطات سيار براي تغيير رنگ آبي به فيروزه‌اي آفرين گفت!

 

 

اينك خود داوري كنيد.

 

برگرفته از:  تارنماي بازتاب

http://www.baztab.com/news/75308.php

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 18:59  به دست فرامرز   | 

Apple 
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

Adobe 
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور مي‌كند.
 

Google
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي‌كنند كه اين موتور جستجو مي‌تواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد

Cisco 
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.
 

HP
اين شركت معظم
  توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور  به استفاده از روش قديمي شير  يا خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد 

Hotmail
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به کلمه
mail  ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود Html بنابراين اين  نام را انتخاب كرد. 
 

Microsoft
MICROcomputer SOFTwaree
نام شركت ابتدا به صورت
  بالا  نوشته مي‌شد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد.که  مخفف  است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد

Intel 
INTergrated Electronicss

از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را
  يا به طور مختصر INTEL نهادند.
 
Oracle
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژه‌اي براي
CIAA  كار مي‌كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند  جواب تمام سؤال‌هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

Motorola
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي اتومبيل كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت
  victoria بود مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.
 
Sony 
از كلمه لاتين
Sonus
به معناي صدا مشتق شده است.

Red Hat
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري، درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده? بود
 
Xerox 
كلمه
Xer
در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام مي‌گرفت فوق العاده حائز اهميت بود

 SUN
 Standford Univercity Network
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. ومخفف عبارت بالا
 مي‌باشد.
 

Yahoo
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت
  جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo  گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم  اين طوري هستند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 23:41  به دست فرامرز   | 

 

تفاوت مايكروسافت و جنرال موتورز

 بيل گيتس: اگر تكنولوژي (شگردشناسي) خودروسازي جنرال موتـــورز با شتابي همســــان تكنولوژي (شگردشناسي) رايانه پيشرفت كرده بود، امروز خودروهايي سوار مي‌شديم كه:

سرعتشان 22000 مايل در ساعت بود!

مصرف بنزين آنها 4 ليتر در هر 1000 مايل بود!!

بهاي آنها 25 دلار بود!!!

 

پاسخ جنرال موتورز

۱- بدون هيچ دليلي خودروي شما در روز دوبار تصادف مي‌كرد!

۲- هر بار كه خط‌هاي ميانه خيابان را از نو رنگ مي‌كردند، شما بايد يك خودرو  جديد مي‌خريديد!

۳- گاه و بيگاه خودرو شما درخيابان‌ها از حركت باز مي‌ايستاد و شما چاره‌اي جز استارت (Restart) مجدد نداشتيد!

۴- هربار كه جنــــرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي‌كرد، خريداران خودرو بايد راننــدگي را از آغاز ياد مي‌گرفتند چون هيچ يك از كاركردها و كنترلهاي خودروي جديد مانند مدل پيشين نبود!

۵-براي خاموش‌كردن خودرو بايد دكمه استارت را مي‌زدند!

۶- جنرال موتورز خريداران خودروهايش را وادار به خريد نقشه‌هاي راههايي مي‌كرد كه ممكــــن بود هيچگاه  به درد راننـــدگان نخورد.

۷- كيسة هــــــوا پيش از باز شدن در هنگام تصادف از شما مي‌پرسيد:  Are You Sure?!

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 16:1  به دست فرامرز   | 

 

franchise consultant and franchising development consultants

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله‌ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده‌هاي خاكي پيدا مي‌شود. راننده‌ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟

چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه‌اش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.

جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر نوت‌بوك خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه‌ي ناسا روي اينترنت، جايي كه مي‌توانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقه‌ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحهي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده‌ي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.

بالاخره 150 صفحه‌ي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.

چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، مي‌تواني يكي از گوسفندها را ببري.

آنگاه به نظاره‌ي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد .

مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!

چوپان گفت: تو يك مشاور (مهندس صنايع ) هستي.

مرد جوان گفت: راست مي‌گويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟

چوپان پاسخ داد: كار ساده‌اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل مي‌دانستم، مزد خواستي. گذشته از اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 0:50  به دست فرامرز   | 

2010 Pontiac GTO

 

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:

 

اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني  انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك  خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.

لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار (Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت  پونتياك و مشتري بود.


مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.

آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟

يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟

بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 16:43  به دست فرامرز   |