تبليغاتX
بازارمدار

بازارمدار

بازارمداري كليد رشد و پيشرفت صنايع و اقتصاد ايران

گويا يادداشت پيشين برخي سوءبرداشت‌ها را موجب شده بود. من به شخصه فكر نمي‌كنم، قصد شركت كوكاكولا بي‌احترامي يا توهين به عقايد و آيين‌هاي دين‌هاي ديگر باشد. گرچه وقتي چنين حساسيت‌هايي هست شركت از اين گونه تبليغات دچار نقض غرض خواهد شد. به بيان ديگر شركت‌هاي كه اين گونه تبليغات را ساخته و پرداخته كرده و به نمايش مي‌گذارند هدفشان نفوذ در ذهن پيروان آن اديان است تا بتواند خود را به آنان نزديكتر جلوه دهد وگرنه شايد در كشورهاي خودشان كمتر از ۱۰٪ با آيين‌ها و مناسك اديان ديگر آشنايي داشته باشند. با اين حال نفوذ در ذهن و ارتباط عاطفي با پيروان ادياني كه با استفاده از نمادهاي آنان آگهي‌ها طراحي مي‌گردند ممكن نيست چرا كه با موضع‌گيري منفي آنان روبرو خواهد شد و كاركرد اين تبليغ به ضدتبليغ تبديل حواهد شد. 

گرچه استراتژي تبليغ منفي نيز يكي از استراتژي‌هاي آگهي در بازاريابي به شمار مي‌رود و بسياري از شركتها تنها مي‌خواهند در ذهن مشتريان بالفعل و بالقوه خود باقي بمانند، خواه اين ماندگاري مثبت باشد خواه منفي.

براي اينكه اثبات كنم آگهي‌هاي شركت‌هاي غربي با استفاده از نمادهاي ديني به قصد توهين نيست، اگهي معنادار و مبتكرانه‌ي شركت مك‌دونالد كه براي تبريك عيد فطر آماده شده است را در دنباله به نمايش مي‌گذارم.

تبریک عید فطر شرکت مک دونالد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 11:46  به دست فرامرز   | 

 

سال نو بر همه ايرانيان شادباش

به اميد سالي خوش و سرشار از كاميابي و تندرستي براي همه ايرانيان

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 16:50  به دست فرامرز   | 

آفرينش نشان (لوگو) يكي از گيراترين و حساس‌ترين كاركردهاي پيشبرد فروش در بازاريابي است. در دنباله يكي از زيباترين نشان‌ها و لوگوهايي كه براي يك بزرگداشت فرهنگي ساخته شده است را با بازنمودهاي آن مي‌آورم. گرچه اين نشان جهت بزرگداشتي براي مصادره يك شخصيت فرهنگي ايراني ساخته شده است (به راستي يك دزدي آشكار فرهنگي)، اما زيبايي فني و انديشه‌ي خلاق پشت آن سبب شد كه با وجود مخالفت با اصل برگزاري چنين بزرگداشتي، نشان و بازنمودهاي مربوط به آن را در اينجا بياورم.

 

ترکيه براي هشتصدمين سال تولد ملانصرالدين آماده مي‌شود (!)

با اتمام مراسم بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا کشور ترکيه امسال خود را براي برگزاري سالگرد تولد ملانصرالدين آماده مي کند.

به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از ديار ادبيات ترکيه، "مصطفي بال اوغلو" شهردار "آک شهير" با اعلام اين خبر گفت: در حال حاضر خودمان را براي برگزاري مراسمهاي مختلفي در سالگرد تولد ملا نصرالدين آماده مي کنيم.

وي ادامه داد: از جمله کارهايي که براي اين مراسم انجام داده ايم طراحي نشانه (لوگو) مختص هشتصدمين سالگرد تولد ملانصرالدين و تهيه تقويم سالنامه با اين نشانه است.

وي در تشريح ويژگيهاي اين نشانه گفت: نشانه به اين صورت طراحي شده که ملا نصرالدين روي خر خود برعکس نشسته و تصوير بدن خر نيز از کلمه ترکي "yil" (به معني سال) تشکيل شده و خود ملا به شکل عدد 8 که قسمتي از عدد 2008 است بر روي خر نشانده شده است؛ به طوري که اگر اين تصوير را به صورت برعکس نگاه کنيد عدد 800 که نشانگر سالگرد تولد اوست ديده مي شود.

 

ملانصرالدين بنا به روايتي در سال 1208 در خراسان و در زمان حکومت سلجوقيان متولد شد. او شخصيتي فکاهي و بذله‌گو در فرهنگ‌هاي عاميانه ايراني، افغاني، ترکيه‌اي، عربي، قفقازي، هندي، پاکستاني و بوسني است که در يونان هم محبوبيت زيادي دارد و در بلغارستان و روسيه هم شناخته ‌شده است؛ به گونه اي که بر سر ايراني و ترک و افغان و... بودن او همواره مناقشه وجود داشته است.

درباره وي داستان‌هاي لطيفه‌ آميز فراواني نقل مي‌شود و اين موضوع که وي شخصي واقعي بوده يا افسانه‌اي، مشخص نيست. برخي منابع او را واقعي و هم عصر تيمور لنگ (فوت در ۸۰۷ ق) يا حاج بکتاش (فوت در ۷۳۸ ق) دانسته‌اند. نکته ديگر اينکه در نزديک آق‌شهر از توابع قونيه محلي است که با قفلي بزرگ بسته شده و مي‌گويند که قبر ملانصرالدين در آنجاست. ضمن اينکه در مسکو نيز مجسمه اي از او ساخته شده که در محوطه مقابل ايستگاه مترو "مالادوژنايا" واقع در غرب مسکو نصب شده است.

 

http://www.amirparizad.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1722&Itemid=36 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 23:46  به دست فرامرز   | 

 

" TO BE OR NOT TO BE "

شايد شما بسيار اين جمله هملت را شنيده باشيد. جمله‌اي كه آشكارا به مفهوم بودن يا نبودن اشاره داشت.

چندي پيش درباره‌ي مفهوم و كاركردهاي هوشمندي كسب‌وكار (Business Intelligence) يا BI به جستجو پرداختم كه به اين عبارت برخوردم:

" TO BI OR NOT TO BI "

در اينجا پرسشي پديدار مي‌گردد. براي كسي كه آشنايي نخستين با زبان انگليسي دارد لفظ "بي" به كداميك اطلاق مي‌گردد: ِ "BE" يا "BI". به گونه‌اي ديگر نيز مي‌توانيد اين عبارت را بخوانيد: ٍ"تو بي آي اُر نات تو بي آي" برگردان آن به پارسي : به سمت هوشمندي كسب‌وكار "BI" برويم يا نرويم؟

 

به باور من اين جمله بهترين گونه‌ي بكار بردن صنايع ادبي و آرايه‌هاي ادبي (ايهام و تشبيه) در بازاريابي است.  شوربختانه بسياري از افراد، بازاريابي را تنها تبليغات و تبليغات را نيز تنها آگهي‌هاي ديداري و شنيداري مي‌پندارند.  نكته‌ي شايان يادآوري اين است كه ادبيات فارسي يكي از غني‌ترين ادبيات جهان كهن و كنوني است كه به سادگي زمينه‌ي استفاده مستقيم و غيرمستقيم از دستاوردهاي آنرا مي‌تواند در اختيار صنعت و بازرگاني قرار گيرد كه تاكنون چندان مورد توجه دست‌اندركاران اين دامنه قرار نگرفته است.  

                     

 

       

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 14:59  به دست فرامرز   | 

 

در روز 19 شهريور تارنماي بازتاب نگاره‌اي (عكس) را با چنين بازنمودي (توضيح) گستراند:

 

به طراح نام و نشان جديد شركت ارتباطات (همراه اول) هديه نفيسي تعلق گرفت.

TinyPic image

خوش به حال طراح اين لوگو (آرم)، چه مفتي هديه نفيس گرفت.  

 

اينك بخوانيد پاسخ "شركت همراه اول" را :

 

«مدير مسئول محترم سايت خبري «بازتاب»

با سلام و احترام

در مورخ 19 شهريور ماه سال جاري، آن سايت در بخش طنز خود با عنوان كلي «چرا پذيرش جنسيتي؟» به نشان (لوگو) اين شركت پرداخته و با قرار دادن نشان «همراه اول» در كنار نشان «الجوال» عربستان و نوشتن «خوش به حال طراح اين لوگو، چه مفتي هديه نفيس گرفت»، سعي در القاي كپي بودن همراه اول را داشته است، لذا خواهشمند است توضيحات زير را جهت تنوير افكار عمومي منتشر كنيد.

1ـ رنگ‌هاي به كار رفته در لوگوي همراه اول، نارنجي و فيروزه‌اي است،‌ در حالي كه الجوال، رنگ‌هاي نارنجي و آبي را به كار برده است.

2ـ نحوه قرارگيري حلقه‌‌ها در دو لوگو، كاملا متفاوت است.

3ـ تنها تشابه، استفاده از حلقه در هر دو لوگو است كه دليل آن، نماد ارتباطات انساني بودن حلقه (رينگ) در تمام فرهنگ‌هاي بشري است.

اما در پايان،‌ بد نيست اشاره‌اي به مباني منطقي انتخاب نشان همراه اول داشته باشيم:

الف) حلقه (رينگ)، نماد ارتباطات انساني در همه فرهنگ‌هاي بشري است؛ نمادي شناسا كه ارتباط لازم را با اكثر قريب به اتفاق مخاطبان برقرار مي‌كند.

ب) رينگ يا چرخ، سمبل پويايي است؛ زيرا ساختار دايره از جهت هندسي، در صورت استقرار بر محيط، فاقد سکون است.

ج) زاويه گرفتن موقعيت استقرار دو حلقه نسبت به هم،‌ به معناي تحرک و تغير مداوم پديده مورد اشاره است.

د) زاويه استقرار حلقه‌ها، جوري انتخاب شده که پيشرفت يا حرکت به جلو را براي بيننده تداعي مي‌کند.

هـ) در عرف گرافيک اشياي مشابه و همسان، شيء مستقر بر قاعده (رنگ فيروزه‌اي)، اصل (Base) و اول به حساب مي‌آيد و رنگ بعدي (نارنجي)، نماد دوم و سوم و چهارم و... است.

و) هيأت کلي لوگو، تداعي‌کننده «هـ» در رسم‌الخط فارسي است که مقدمه همراه نيز هست.

روي‌هم‌رفته، لوگوي شرکت ارتباطات سيار حاکي از تحرک و پويايي مستمر ارتباطات انساني در حوزه فعاليت همراه اول است».

 

توضيح چلمبه: واقعا بايد به ابتکار شرکت ارتباطات سيار براي تغيير رنگ آبي به فيروزه‌اي آفرين گفت!

 

 

اينك خود داوري كنيد.

 

برگرفته از:  تارنماي بازتاب

http://www.baztab.com/news/75308.php

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 18:59  به دست فرامرز   | 

2010 Pontiac GTO

 

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:

 

اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني  انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك  خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.

لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار (Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت  پونتياك و مشتري بود.


مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.

آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟

يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟

بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 16:43  به دست فرامرز   | 

در مورد آگهي‌هاي تبليغاتي خارجي و ايراني نوشتاري دارم كه به زودي ارائه خواهم كرد. به اين اگهي بنگريد كه چگونه با استفاده از حداقل جذابيتهاي ديداري بيشتريت اثرگذاري را در بيننده ايجاد مي‌كند.  

 

              

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:6  به دست فرامرز   | 

گاهي مسائل را چنان پيچيده مي‌كنيم كه از حل آن عاجز مي‌شويم. اين مساله‌ها گرچه راه‌حلي ساده دارند اما با گذر از ذهن پيچيده ما چنان آنرا پيچيده فرض مي‌كنيم كه به سادگي توان حل آنرا از دست مي‌دهيم. اگر كتاب "چه كسي پنير مرا برداشته است" را خوانده باشيد، دقيقا متوجه اين نكته شده‌ايد. اگر هم نخوانده‌ايد پيشنهاد مي‌كنم حتما يك بار آنرا مطالعه كنيد. كتاب جالبي است. به ويژه در شناخت حل مساله. داستان ذيل نيز نمونه‌اي است بر اين پديده:

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون به صحرانوردی رفته بودند. شب هنگام چادری زدند و در زیر آن خوابیدند. نیمه‌های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می‌بینی؟" واتسون گفت:"میلیون‌ها ستاره می‌بینم". هلمز گفت: "چه نتیجه‌ای می‌گیری؟". واتسون گفت: " از لحاظ روحانی نتیجه می‌گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می‌گیرم که زهره در كنار برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می‌گیرم که بهرام (مریخ) در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: "واتسون! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده‌اند.


 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 15:31  به دست فرامرز   | 

افزايش فروش از طريق برانگيختن حس كنجكاوي

ديروز خبري در سايت بي بي سي درج شده بود كه خيلي جالب بود. دقيقا همون رفتاري كه ايراني‌ها در مورد ممنوعه‌ها انجام مي‌دادند، در انگليس تكرار شد. ما كه مي‌پنداشتيم در كشورهاي توسعه يافته مردم دولت رو از خودشان مي‌دانند و به مصوبه‌هاي دولت و پارلمان احترام مي‌گذارند اما عكس اين قضيه اثبات شد. در يكي از داستان مصور تن تن و ميلو كه مربوط حضور تن تن در كشور آفريقايي كنگو است ظاهرا برداشتهاي نژادپرستانه‌اي از آن تعبير مي‌شد كه به اين دليل کمیسیون برابری نژادی این کشور انتشار و فروش اين داستان را ممنوع اعلام كرد، اما در طي چند هفته ناگهان فروش اين داستان 38 برابر شد. به اصل خبر توجه كنيد:

 

فروش 'تن تن در کنگو' ۳۸ برابر شد

فروش داستان های ، در بریتانیا به دنبال اعلام کمیسیون برابری نژادی این کشور مبنی بر محتوای نژادپرستی داشتن کتاب "تن تن در کنگو"، افزایش یافته است.

روزنامه دیلی تلگراف نوشته که فروش "تن تن در کنگو"، 38 برابر شده، کمیسیون برابری نژادی بریتانیا مدعی شده که محتوای این کتاب، 'به شدت اهانت آمیز' است. این کتاب در فهرست پرفروش های سایت اینترنتی آمازون نیز به رده هشتم صعود کرده است.

خبرگزاری فرانسه گزارش داده که یکی از سخنگویان کمیسیون برابری نژادی بریتانیا، ورود این کمیسیون به ماجرا را در پرفروش کردن این کتاب دخیل دانسته است

 

من روزهايي را به خاطر آوردم در سالهاي دهه هفتاد ايران. هنگامي كه چاپ و توزيع يك كتاب ممنوع مي‌شد، ناگهان قدر و منزلتي دوچندان پيدا مي‌كرد، به سرعت ناياب مي‌شد و دستفروش‌ها تا چند برابر قيمت آنرا عرضه مي‌كردند، و يا زماني كه نويسندگان آرزو مي‌كردند كه كتابشان قدغن شود و يا قلم‌شان ممنوع گردد تا تعداد خوانندگان آثارشان با روندي نجومي افزايش پيدا كند. همين جريان در مورد روزنامه‌هاي توقيف شده، فيلمهاي توقيف شده، بازيگران ممنوع‌التصوير، و . . . نيز بارها تكرار شد و آن مثل قديمي كه "هر چيز ممنوع شود انسان را حريص‌تر مي‌كند" را بارها و بارها زنده كرد.  به همين دليل است كه برخي تهيه‌كنندگان با وجودي كه فيلم آن هيچ خطري براي كودكان و نوجوانان ندارد، در تبليغات خود مي‌آورند "اين فيلم براي كودكان و نوجوانان توصيه نمي‌شود" و يا "تماشاي اين فيلم براي افراد زير هجده سال ممنوع مي‌باشد"

اين ترفند بازاريابي به خوبي به هدف خود كه همانا جلب مخاطب بيشتر و گسترده‌تر از ميان همان جامعه‌اي است كه از آن منع شده بودند، دست مي‌يافت.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 17:1  به دست فرامرز   | 

در اين وبلاگ قصد داريم درباره بازاريابي و بازارمداري بنويسيم. خوشحال مي‌شويم كه پس از خواندن هر مطلب نظر خودتان را ارائه كنيد تا ما با دريافت بازخور بتوانيم مطالب بهتر و پربارتري را ارائه كنيم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 15:31  به دست فرامرز   |