
از خواب بیدار می شوید، موبایل تان را روشن می کنید، چند دقیقه بعد یکی از خبرنگاران همشهری مسافر با شما تماس می گیرد. او می گوید امروز تلفن ها قطع شده، فقط یک خط کار می کند آن هم مدام زنگ می زند و درباره آگهی سوال می کند. همه از دستتان عصبانی هستنند.
- تمام مصاحبه های تلفنی و کارهایمان مانده.
- چی می پرسند؟
- می خواهند واحدهای اداری بخرند.»
این جملات بخشی از داستان های طنز «فروتیش رضوانیه» طنز نویسی است که آگهی دروغین او به یک جنجال تمام عیار مطبوعاتی بدل شد. آگهی ای که به گفته مسوولان برج، حتی تماس هایی از «دبی» و «کانادا» را برای خرید واحد های اداری، در بلند ترین برج خاور میانه در پی داشته است. اما تنها مردم عادی بی خبر از همه جا نبودند که این آگهی را -که در صفحه طنز یکی از ضمائم روزنامه «همشهری» با نام «همشهری مسافر» چاپ شده بود- باور کردند بلکه حتی خبرنگاران نیز این خبر را جدی گرفتند و به دنبال سوژه پردازی بر روی آن رفتند، به گونه ای که خبرگزاری رسمی ایران (ایرنا) این کار را سبب افزایش قیمت زمین در تهران دانسته و چون این برج در اختیار شهرداری تهران است، «قالیباف» شهردار تهران را -که گفته می شود قصد دارد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز کاندید شود- مقصر افزایش احتمالی قیمت زمین در تهران عنوان کرده بود.
با انتشار چنین اخباری، بازار داغ شایعات داغ تر می شود و مشتریان برج گرم تر. فرورتیش رضوانیه در قسمت دیگری از داستان خود آورده است:
«به دفتر سردبیر همشهری مسافر می روید. او با عصبانیت می گوید خودت می نشینی این جا و جواب مردم را می دهی ما که قرار نیست مسوول شیرین کاری های جنابعالی باشیم پشت میز می نشینی و سعی می کنی بفهمی آیا این تماس ها واقعیت دارد یا خیر؟
اولین تماس:
- بفرمائید.
- برای آگهی شما تماس گرفته ام. قصد دارم ۲۰۰ میلیارد تومان برای خرید دفتری در برج بدهم.
- یعنی شما واقعاً ۲۰۰ میلیارد پول دارید؟
- به این چیزها چه کار دارید اگر نداشتم که زنگ نمی زدم.
فرد دیگری زنگ می زند. مانند نفر اول رقم های میلیاردی پیشنهاد می دهد. از او می پرسید واقعا برج میلاد متری ۴ میلیارد می ارزد و جواب می شنوید: اگر نداشت که زنگ نمی زدم آقا، ما تو کار املاک هستیم.
پاسخ گویی همچنان ادامه دارد و تا ۱۲ شب مشتریان ول کن معامله نیستند.»
در پی انتشار چنین اخباری و پیچیدن شایعات است که قالیباف، در تلوزیون ایران ظاهر می شود و فروش واحد اداری در بالای برح میلاد را تکذیب می کند و با بیان این که پس از ۱۱ سال فاز اول برج میلاد در دوران شهرداری وی به پایان رسیده این فاز را بدون واحد اداری فروشی می خواند و می گوید فاز دو و سه دارای واحدهای تجاری است.
پس از قالیباف، مدیر برج میلاد نیز اعلام می کند که خبر فروش واحد اداری برج تنها یک طنز بوده است و با این حال گله می کند که چرا برخی دست از سر برح میلاد بر نمی دارند و هی با آن شوخی می کنند.
اشاره مدیر برج به چند سال قبل است که فرورتیش رضوانیه در ویژه نامه نوروزی «روزنامه شرق» با کج کردن برج در فتوشاپ خبر از فرو ریزی احتمالی برج را داده بود. خود فروتیش تعریف می کند که همین خبر نیز سبب معروف شدن برج شد و پس آن، وی با مسوولان برج آشنا می شود و برای کارهای تبلیغاتی به استخدام برج در می آید.

چپه کردن برج تنها شاهکار اخبار دروغ یا به اصطلاح دروغ سیزده نبوده بلکه وی با چاپ آگهی ورود شرکت آمریکایی «فورد» به ایران، در «صفحه دروغ سیزده» هفته نامه «دنیای خودرو» موجی از شایعات را در بازار خودرو ایران به راه می اندازد، به گونه ای که در روز هزاران اس ام اس به دفتر هفته نامه زده می شود و حتی عده ای از تجار در پی این خبر به دنبال گرفتن امتیاز فروش این خودروها در ایران بر می آیند.
اما این تنها اخبار دروغ منتشر شده در مطبوعات ایران نیستند. دکتر قاضی زاده، کارشناس مسائل رسانه ای درباره دروغ سیزده و رواج آن در مطبوعات ایران معتقد است: «دروغ سیزده در اصل همان دروغ آوریل غربی هاست که در سال های ۴۸ شمسی در مطبوعات ایران نیز به آرامی باب شد. البته آنگاه این دروغ ها به صورتی نبود که کسی را به خطر اندازد و اکثراً حالت سرگرمی داشت. مثلاً تیتر می کردنند "فردین" دیگر فیلم بازی نمی کند و در اولین شماره بعدی نیز درست همان جایی که قبلاً خبر دروغ چاپ شده بود توضیحی مبنی بر دروغی بودن خبر منتشر می شد. آن روزها این کارها برای سرگرم کردن مردم بود. حتی "تهران مصور" گویی یک بار روی جلد خود را با دروغ سیزده منتشر کرد.
با این حال، اخبار یا تبلیغات دروغ هیچ گاه نباید خطر آفرین باشد تا سال های قبل از انقلاب دروغ های سیزده مطبوعاتی باب بود و بعد از آن به فراموشی سپرده شد تا سال های موسوم به اصلاحات که دوباره این دروغ های مطبوعاتی باب شدند و چند باری نیز این اخبار خطر آفرین شدند.»

قاضی زاده به این جا که می رسد، با هیجان خاطره ای را تعریف می کند که خود نیز به سازنده آن نزدیک بوده است: «در روزنامه نشاط بودیم، فکر کنم سال ۷۷ بود که خبر آمد "اوجلان" رهبر بخشی از کردها، توسط دولت ترکیه زندانی شده. مدتی گذشت و "ابراهیم نبوی" درست در ۱۴ فرودین دسته گلی به آب داد. وی گزارشی نوشت که اوجلان آزاد شده و به خاطر کارهای ننگینش از دولت ترکیه عذر خواهی کرده است. پس از انتشار خبر تلفن های روزنامه قطع نمی شد استان های کرد نشین ایران با آشوب مواجه شدند و مردم روزنامه نشاط را در آن استان ها به آتش کشیدند. حتی تهدید به بمب گذاری کردند. این دقیقاً نمونه اشتباه اخبار دروغ سیزده است یا همین خبر کج شدن برج میلاد در روزنامه شرق که سبب به وجود آمدن ترس در برخی از مردم شد حتی شایعات زیادی بین مردم زبان به زبان می گشت.»
در هر دو خبر و تبلیغ دروغ (کج شدن برح میلاد و ورود شرکت آمریکایی فورد) شایعه از خبر جلو می زد. کما این که در خبر اخیر نیز شایعه گوی سبقت را از خبر می رباید و به قولی بازار یک کلاغ چهل کلاغ داغ می شود.
«پس از یک روز کابوس وار، دوباره از خواب بیدار می شوید و به دفتر همشهری مسافر می روید چند دقیقه بعد یکی از دوستانتان زنگ می زند.
- شایعه اخیر را شنیدی؟
- برج میلاد متری ۴ میلیارد تومان را می گی؟
- نه بابا این که قدیمی شده. می گن علی دایی هم دو واحد ۵۰ متری تو برج خریده، تیغه وسطشو برداشته تا ۱۰۰ متر بشه برای دفتر کارش.»
شاید در بسیاری از اخبار، مخصوصاً از نوع دروغش، شایعه از خبر پیشی بگیرد اما همین شایعات نیز باعث داغ تر شدن تنور خبر رسانی می شود. به طوری که پس از اعلام خبر فروش واحد اداری در برج میلاد این برج در فوکوس خبرنگاران قرار گرفت و در مراسم افتتاح برج، ۲۷۰ رسانه داخلی و خارجی شرکت داشتند.
البته همین واقعیت است که نشان می دهد همیشه تبلیغ مستقیم کار ساز نیست، بلکه حتی تبلیغ هایی بعضاً در نگاه اول مخرب، کارسازتر است. به عنوان نمونه یکی از معروف ترین تبلیغ های کارخانه سیگار سازی کنت چنین است:
«همه سیگارها زیان بارند حتی سیگار کنت.»